تبلیغات
پیراشکی - چه غمگین!
پیراشکی
به امید روزی که پیراشکی هایمان بیشتر فروش کند !!!!!
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 دی 1388 توسط دو کلّه پوک اول
هی هی هی ......
همین الآن یه سر به وبلاگ یحیی و علیرضا زدم و دلم به حال پیراشکی جون ! سوخت !
آخه می دونین حدودا کل مطالب اونا دست نویسه ولی ما چی ؟
همین طور حرص خوران داشتم فکر می کردم که یک دفعه جو گرفتم و با خودم گفتم از امروز پیراشکی می شه دس نویس خونه و پیش خودم گفتم از این به بعد هر اتفاقی افتاد خبر نگار های خبر گزاری پیراشکی اولین نفر باید خبردار  بشن و اگه وقت بود تو مجله چاپ می کنیم و اگر هم نبود  تو وبلاگ می زنیم .
راستی خبرای جدید رو می دونین ؟
یکیشو اینجا می نویسم و اون سری ها رو تو مجله می خونین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی یادم رفته بود اون معلم فیزیک گل گفته بودن یه علامت بیشتر نزارم ولی دیگه یه بار که اشکال نداره !!! مگه نه (البته دو بار )
خب چه قدر رفتم تو حاشیه البته نرفتم ها همین جوری نوشتم دور هم باشیم البته دیگه احساس می کنم دارم می رم تو حاشیه حالا ولش کن بگزریم داشتم می گفتم :
خبر اول:اه بابا این قدر چرت و پرت گفتم یعنی نوشتم یادم رفت ولی اشکال نداره بزار یه چیز دیگه بنویسم :
به گزارش خبر گزاری پیراشکی پست دو فروند! از بچه های پایه تصمیم دارن به بچه های پایه نارو که نمی دونم یعنی چی بزنن و به اسم دیگه براشون ایمیل بفرستند تا از درونشون با خبر بشن من بهشون گفتم این چکاریه و اینا اگه می خواین از وضعیت دوستاتون با خبر بشین این راهش نیست ولی به راه راست هدایت نشدند و من هم نشستم فکر کردم دیدم راست می گن ولی چون به نظر من این راهش نبود ورداشتم این جا این موضوع رو نوشتم تا بعضیها از ترس این که همچین خبر هایی هست به راه راست هدایت می شن و برای بعضیی ها که به راه راست هدایت شدند و می خوان بیشتر هدایت بشن یه راه حل نسبتا خوب دارم و اون اینه که هر وقت هر جا هر کاری خواصتید بکنین مثلا رو دیوار یادگاری بنویسین فکر کنین یکی از مشاورا یا هر کس دیگه اون جاس و بعد به خودتون بگین اگه آقای ... اینجا بود من این کارو می کردم ؟
بدونین این جوری خیلی زود به راه راست هدایت می شین !
نکته:در این موضوع زیاده روی نکنین من خودم کردم بد بخت شدم جوری که دیگه احساس می کردم خل شدم مثلا همین به قول آقای فراهانی چار سال پارسال پیش تو کلاس شطرنج بو دم وسط درس معلم برگشتم پشتم رو نگاه کردم ببینم یه وقت پشتم به آقای ... نباشه آخه به قول این فیلما خوبیت نداره!
همین الان که داشتم می نوشتم آقای فراهانی یاد پارسال افتادم وا قعا چه روزایی بود اردوی اصفهان اردوی قم اردوی ..... دادگاه جاوا مشکات که من یه جلسه بیشتر نرفتم تازه اردوی قم هم من نبودم ولی گفتم حتما خوش گذشته دیگه !! و هزار تا برنامه ی دیگه که توش بهمون خوش گذشت راستی یه وقت اشتباه نشه ها اینا دیگه جزو اون نکته هه نیست می گم چه قدر حرص می خورم ها وللش هرچه باد آباد خب داشتم می گفتم یعنی داشتم می نوش...ولش کن خاصتم حرص نخورم اصلا همون می گفتم راستی کجا بودم ولش کن حوصله ندارم دوباره بخونم یه چیز دیگه می گم راستی بفرمایید !! آخه دارم تخمَنَ می خورم یادتونه یَک روز بَر خانه نشستا بودم داشتم تخمَنَ می شکستم ..... راستی می دونستین حافظه آزاد چیه همون حافظه یه ماهی شش ثانیس تازه واسه ماهی قرمز های عید سه ثانیس دیگه دارم احساس می کنم کم مونده به اونا برسم راستی همون طور که همتون می دونین (به قول وبلاگ مشاوره اینا شاید هم نمی دونین) یکی از بچه های پایه به نام داریوش متاسفم دیگه باید برم بخوابم فعلا خدا حافظ بقیه واسه فردا
یادمه یه جا خواستم رو با ص نوشته بودم ولی هر چی می گردم پیداش نمی کنم!



طبقه بندی: متفرّقه، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اردو بهتون چقدر خوش گذشت؟؟؟








نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گالری عکس های مدرسه
قالب وبلاگ