تبلیغات
پیراشکی - مسابقه ی داستان نویسی
پیراشکی
به امید روزی که پیراشکی هایمان بیشتر فروش کند !!!!!
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 بهمن 1388 توسط دو کلّه پوک اول

به نام خدا

این یک داستان جالبه که خودم تا اینجاشو نوشتم یعنی کله پوک دوم و شما باید اون رو ادامه بدین در ضمن من و کله پوک اول بعد از دومین قهرکردنمان دوباره باهم دوست شدیم!!!!!!!!!
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
من و کله پوک اول و همه ی کله پوک های دیگر به غیر از کله پوک هفتم سوار یک ماشین خراب بودیم که من راننده ی ان بودم.همه ی ما از طرف مشاورمان ب یک ماموریت فوق سری فرستاده شده بودیم.ساعت هشت صبح همگی سوار ماشین شدیم(همان ماشین خراب)و به عازم {
این قسمت به دلیل مسائل امنیتی سانوسور شده است} شدیم.بالاخره پس از دو ساعت
به مقصد رسیدیم......{حالا نوبت شماســـــــــــــــــــــــت}
کله پوک اول تولدت مبارک


درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اردو بهتون چقدر خوش گذشت؟؟؟








نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گالری عکس های مدرسه
قالب وبلاگ