تبلیغات
پیراشکی - حسام زودتر بیا مدرسه
پیراشکی
به امید روزی که پیراشکی هایمان بیشتر فروش کند !!!!!
نوشته شده در تاریخ شنبه 8 اسفند 1388 توسط دو کلّه پوک اول
سلام الآن ساعت 9:50 دقیقه است و من در حال لحضه شماری هستم تا فردا از راه برسد و آقای سعید پور به من اعتراض کنن که پیراشکی کو و من حسام رو بیارم(بعد از این که طی یک اقدام خشونت آمیز تیکه پارش کردم)و بهش بگم تا توضیح بده:
یعنی نمی دونین چه موجودیه این حسام بهش می گم فردا فایل مجله رو بیار مدرسه آقای سعید پور می خواد می گه خستم!
اونم جوری که انگار می خواد کوه بکنه خوبه هیچ کاری قرار نیست بکنه ها وقط یه رایت کردن سی دی به نظر شما این یعنی چی ؟
معنیش این نیست که من هیچ ارزشی برای مجله قائل نیستم؟
بگزریم موضوعی بهتر بگم موضوعاتی که جدیدن فکر من رو مشقول کردن
راستش می خواستم یه چیز دیگه هم بنویسم ولی وسطش یادم اومد که شاید هیچ کی حرفمو دقیق نفهمه ولی یکی هست که نباید بفهمه و می فهمه
2-همون طور که شاید شما هم احساس کرده باشین ما تو مدرسه شدیدا مشکلات دوستی داریم که یکیشون که به نظر من خیلی مهمه اینه که ما روحیه ی انتخاب گر پیدا کردیم یعنی وقتی می بینیم یه کسی از بهترین دوست فعلیمون بهتره ...(درجا)می پریم می ریم با اون دوست می شیم و بهترین دوستمون رو ول می کنیم که این باعث ناراحت شدن دوست صمیمیم.ن می شه
2.2بی اعتمادی بین دوستا:
این موضوع موضوع خیلی مهمیه که خیلی مسخره داره گسترش پیدا می کنه و از اون طرف اعتماد الکی و کاذب زیاده که یکی از دلیلاش اینه که مامی خوایم دوستامون بیشتر با دیدن این که ما بهشون اعتماد داریم و همه چی رو بهشون می گیم ما رو دوست داشته باشن که این خیلی چیز وحشتناکیه چون از اون جایی که ممکنه کسی که بهش اعتماد کردیم واقعا قابل اعتماد نباشه خیلی خطر ناکه و یه دلیل دیگشم اینه که خیلی از ما تا حالا کسی رو نداشتن که به راز های درونشون گوش کنه و تا می بینن یه کسی داره به راز هاشون گوش می ده که صرفا از روی صمیمیت نیست و می تونه از روی چیز های نا شایست مانند گرفتن آتو و از این چیزا باشه و اون هم خطرناکه
و در آخر دو خبر غمگین
1-دو نفر از بچه های کلاس دوی سه به نام های سپهر زمانی و آران محی الدبن با جیوه در تماس بودن که آرانیش خفیفه اما سپهر وعضش خرابه حالا فعلا سپهر با ید مایعات بخوره تا بخشی از جیوه ها دفع بشه تا شاید اتفاق بدی براش نیفته .
                                                                         با آرزو ی سلامتی برای این دو عزیز
2-کیارش احسانی با آژانس رفته خونه و بعد 1ساعت و نیم تا جایی که من خبر دارم بر نگشته و من خبر جدیدی ندارم. نگران نباشید احتمال گم شدن کیارش خیلی کمه
این رو بخونین جالبه!
                                                         این رو فردا ازافه کردم!:کیارش رو تو مدرسه دیدم زنده بود!
حسام هم فایل مجله رو آورده بود




طبقه بندی: متفرّقه، 
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اردو بهتون چقدر خوش گذشت؟؟؟








نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گالری عکس های مدرسه
قالب وبلاگ