تبلیغات
پیراشکی - بی عنوان
پیراشکی
به امید روزی که پیراشکی هایمان بیشتر فروش کند !!!!!
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 اسفند 1388 توسط دو کلّه پوک اول
حدود یک ساعت نشستم نوشتم با یه اشتباه همش پاک شد ولی خوب شد چون اصلا خوب ننوشته بودم ولی الان بازنویسیش رو دوباره می نویسم
2 ساعت پیش داشتم با علیرضا حرف می زدم و لای حرفاش ازم پرسید به .... سر زدی گفتم نه ولی همین الان می رم زنگ می زنم وقتی رفتم مطالبش رو خوندم طبق معمول جو زده شدم و اومدم تا یه مطلب جدید بنویسم و این کار را هم کردم اما... بگزریم در میان خوندن مطالبشون یه چیزی فهمیدم و اون این بود که من زیاد خوب نمینویسم و به نظرم یکی از دلیلاش اینه که زیاد جدی نیستم ولی از اون مهم تر اینه که چند هفته پیش یک عزیزی به من گفت چیه همش خاله زنک بازی و از این کارا و من هم احساس کردم که راست میگن هر چیزی رو هر جایی به هر کسی نمی زنن و   نمیدونم برای چی رفت تو ذهنم که هیچ حرفی رو هیچ جایی به هیچ کسی نمی زنن ولی از اون طرف هی حوس می کنم بیام این جا مطلب بنویسم ولی چون یاد اون حرف اون عزیز می افتم از ترس این که کسی حرفم رو بفهمه خیلی نا واضح می نویسم که این باعث بی مزه شدن وبلاگ می شه اما تصمیم گرفتم از این به بعد درست بنویسم!

راستی یه چیزی جدیدا خیلی فکرم رو به خودش مشغول کرده و اون اینه که آدم ها موجودات زود داوری کننده ای هستند برای مثال چند وقت پیش به ذهنم خطور کرد (خطور کردوندند) ببخشید خیلی طولانی شد ادامش رو فردا می نویسم!


درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اردو بهتون چقدر خوش گذشت؟؟؟








نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گالری عکس های مدرسه
قالب وبلاگ