تبلیغات
پیراشکی - مبارزه تن به تن
پیراشکی
به امید روزی که پیراشکی هایمان بیشتر فروش کند !!!!!
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 تیر 1389 توسط دو کلّه پوک اول

حالا از همه چی بگذریم میرسیم به جنگ من و اران با معلما!!!!؟؟؟

ماجرا از این جا شروع شد که اقای دیارکجوری عزیز کله منو گرفتن زیر مایه دستشویی!!!من هم مجبور شدم کله مبارک رو بشورم.بعد با اران تصمیم گرفتیم که بریم و اتقام بگیریم.یادم رفت بگم این اتفاق امروز 29/4/1389

اقای دیارکجوری رو صدا کردیم و بعد مثلاخواستیم به ایشون یک پدیده ی علمی نشون بدیم!؟ایشون هم یک سوزن برداشتن که ما اومدیم سوزن رو از ایشون بگیریم ولی نشد دلیلش هم این بو که میخواستیم حرمت معلم رو حفظ کنیم؟!؟!؟!؟!؟.حالا ما امدیم اون پدیده ی مثلا علمی رو نشون بدیم.همون رفتیم دم ابخوری وایستادیم  نقشه ها قبلا کشیده شده بود و ...

ادامش بمونه واسه فردا چون الان دیر وقته.خداحافظ تا فردا



درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
اردو بهتون چقدر خوش گذشت؟؟؟








نویسندگان
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
گالری عکس های مدرسه
قالب وبلاگ